ريشه هاي بي حجابي از کجاست؟
حجت الاسلام نقويان
یزدفردا :سياست نامه:برای بررسی جنبه روانشناختی پدیده بدحجابی به سراغ حجت الاسلام و المسلمین ناصر نقویان رفتیم و سؤالهایی را از ایشان پرسیدیم که می خوانید.


* آقای نقویان به عنوان اولین سؤال مهمترین دلیل ناهنجاری ظاهری و پوشش نامناسب در جامعه را چه می دانید؟

در خصوص جوانان این مشکل بیشتر به بالا رفتن سن ازدواج شان برمی گردد. مقوله ازدواج جلوی بسیاری از غلیان های عاطفی و کمبودهای محبتی را می گیرد، منتها وقتی این را می گویم به من ایراد می گیرند که خیلی راحت با قضیه برخورد می کنی. من می گویم این پدیده مانند این است که بگوییم چرا ايراني‌ها زياد نان مي‌خورند خب وقتي که آدم گرسنه‌اش باشد نان مي‌خورد. اين هم نياز است.

* یعنی فکر می کنید جوانان از نظر عاطفی آسیب دیده اند؟

بله، اگر کسي بگويد نه، خيلي کم‌عقل است. گاهي خانم‌‌هاي خانه‌دار با من تماس مي‌گيرند و مي‌گويند که شوهرانشان به سايت‌هايي مي‌روند که نبايد بروند و اين خيلي واضح است. ببينيد خداوند در کنار آدم حوا را آفرید. اول مشکل فرهنگ او را حل کرد و او را خطاب قرار داد، در حالی که کسي به اين توجه نمي‌کند. خداوند ابتدا مشکل مسکن آدم و سپس مشکل همسرش را حل کرد، بعد مشکل خورد و خوراکشان را حل کرد و آخر نهي کرد که اين کار را نکنيد. ما نه مشکل فرهنگي را حل کرده ايم، نه به جوان شخصيت داده ايم و نه مشکل مسکن و مشکل ازدواج او را حل کرده‌ايم. يکسره رفته ايم آخر خط را گرفته‌ايم که آقا نگاه به دختر نامحرم کردي چشمت را درمي‌آوريم.

* آقای نقویان حجاب و پوشش چقدر با مقوله حیا و عفاف که در روایات و قرآن تأکید بیشتری بر روی آن شده تأثیر دارد. برخی معتقد به جدایی عفاف و پوشش از یکدیگر هستند و عفاف را امری درونی برمی شمرند؟

ببينيد، اينها قطعاً به هم مرتبط است. يک ارتباط نامرئي و ناخواسته که روانشناس‌ها اسمش را ضمير ناخودآگاه و نامرئي می گذارند بین این دو وجود دارد. به طور طبیعی وقتی ناهنجاري فرهنگي در جامعه زیاد می شود بر درون و باطن آدم‌ها هم تأثير مي‌گذارد؛ مثل سيگار کشيدن مي‌ماند، کسي نمي‌تواند بگويد آقا من سيگاري هستم ولي هيچ‌گونه ناهنجاري اخلاقي ندارم. امروز نداري، فردا چطور؟ يا اگر داري شايد خودت خبر نداري، از کجا معلوم که اين ناهنجاري‌ها در وجود تو شکل نگيرند. تا وقتي که برگ یک درخت سبز است نشان می دهد ريشه اش سالم است اما اگر برگ درخت در فصل بهار زرد شد ديگر نمي‌توانيم بگوييم سالم است بنابراين اينها با هم مرتبط است ولي کم و زياد دارد.

* به نظر شما ریشه این درخت یعنی حیا و عفاف در جامعه ما چه وضعیتی دارد؟

فرق مي‌کند. در شهرها، محيط‌ها و جامعه متفاوت است. نمي‌شود يک حکم کلي داد. ايران ما يک مشکلات جدي دارد؛ مقام معظم رهبري چند سال قبل در سخنراني مشهد مقدس فرمودند ما دو تا دشمن داريم، يک دشمن دروني و يک دشمن بيروني و جالب است تأکيد کردند که دشمن دروني خطرناک‌تر است، يعني علي‌رغم اين‌که ايشان مکرر از امريکا، از استکبار جهاني و صهيونيست صحبت کردند در آنجا به صراحت و شفافيت فرمودند دشمن دروني ما خطرناک‌تر است.

* آقای نقویان تعریف شما از تنوع پوششی و مد چیست؟

وقتي يک چيزي از آن طرف آب مي‌آيد اگر فکر کنیم همه چيز در آن است می شود به آن مد گفت در حالي که شما مي‌بينيد در کشورهایی مانند هند و پاکستان، بسياري از جوان‌ها لباس‌هاي محلي خودشان را مي‌پوشند، حتي در مجالس رسمي و عروسي‌هايشان به جاي اين‌که کراوات بزنند ترجيح مي‌دهند همان لباس بلند خودشان را بپوشند. این همان تنوع پوششی است.

* تصور نمي‌کنيد برخی کج‌سليقگي ها که در اوايل انقلاب آستين‌هاي کوتاه را دارای اشکال شرعی می دانستند به تحولات شتابزده فرهنگی در کشور ما آسیب زد؟

قبول دارم. من اسمش را بي‌اطلاعي و همان کج‌سليقگي که شما فرموديد مي‌گذارم البته به همراه کمی چاشنی استبداد و بي‌تجربگي. دلیلش هم این بود که ما تازه انقلاب کرده بوديم و اصلاً تجربه نداشتيم و خيال مي‌کرديم اين جوري زودتر جواب مي‌گيریم. آدم‌ها را درخت فرض کرده بوديم،که مي‌بايست تربيت مي‌کرديم. حالا يک مقدار جاافتاده‌تر و پخته‌تر شده‌ايم، حتي مسئولين و رهبران مياني ما هم بي‌تجربه بودند. وقتي ما قانون اساسي مي‌نويسيم و بعد مجبور مي‌شويم متمم براي آن بنويسيم نشان مي‌دهد همان کساني که قانون اساسي را تبيين کرده بودند به رغم این‌که فرهيخته بودند ولي يکسري مسائل را نديده بودند و بعد در عمل به کمبودها پي بردند. مثل فردی که 15 ساعت کنار مربي رانندگي نشسته و می خواهد رانندگی یاد بگیرد ولی تا وقتي خودش پشت ماشين نمي‌نشيند و جاده‌هاي پرپيچ و خم را نمي‌رود دست فرمان خوبی ندارد، ما هم شبيه آن هستيم منتها اگر افرادي باشند که هنوز آن افکار را داشته باشند فوق‌العاده خطرناک هستند.

* حاج آقا گفتید حیا باید نمود بیرونی نیز داشته باشد. این نمود بیرونی چه قدر انعطاف دارد و اصولاً چه محدوده ای برای آن قائل هستید؟

ما نمی¬توانیم يک بام و دو هوا داشته باشيم، اگر در مقابل خداوند مسلمان و تسليم هستيم باید مثل غربي‌ها که سعي مي‌کنند در مقابل قانون تسليم باشند و هر چيزي را که قانون گفت گوش مي‌دهند به حدود خودمان پایبند باشیم. آنها اگر ساعت 2 نصف شب به چهار راهی که هیچ ماشینی در آن نیست برسند پشت چراغ قرمز توقف می-کنند، هر چند که اين تسليم¬شان نیز بر حسب ايمان و اعتقاد نيست چون مي‌دانند که 2 نصف شب هم جريمه مي‌شوند و دوربين‌ها روشن هستند و اگر 2 نصف شب هم از چراغ عبور کنند ساعت 8 صبح برگه جريمه توي جعبه نامه‌هايشان است بنابراین از چراغ رد نمي‌شوند حالا يا به خاطر زور و يا به خاطر اين‌که از ته دل به قانون احترام مي‌گذارند. ما هم اگر خدا را قبول داريم نمی توانیم دولا دولا شتر سوای کنیم بلکه بايد به دستورات خدا عمل کنيم و اين منطقي هم هست. وقتي اتومبيل شخصي شما خراب مي‌شود آیا خودتان آن را تعمير مي‌کنيد؟ نه، اين کار تعميرگاه مجاز است. اگر خدا را قبول کرديم، آنجايي که اسلام مي‌گويد در نگاه، در پوشش و در روابط محرم و نامحرم باید حدود مراعات شود باید رعایت کنیم. می گوید صدايتان را بيش از حد نازک و پرکرشمه نکنيد. دختر شعيب که راه مي‌رود، قرآن مي‌گويد با حيا راه مي‌رفت نه اين‌که با حيا لباس پوشيده بود يا حرف مي‌زد بلکه با حيا راه مي‌رفت. ما اگر می خواهیم يک مسلمان درست و حسابی باشيم باید خجالت نکشیم. شما وقتي براي کنکور زياد درس مي‌خوانيد و کار خوبي هم انجام مي‌دهيد مگر دوستانتان -معذرت مي‌خواهم- به شما نمي‌گويند چقدر خرخواني مي‌کني؟ بگويند، چون شما يک آرماني داريد، يک افقي را مي‌بينيد و براي رسيدن به آن تلاش مي‌کنيد. اگر مسلماني باور کرد که تعميرکار وجودش و طبيب هستي او خداست با کلام خدا خودش را وفق مي‌دهد. نصفه نیمه نمي‌شود خدا را قبول کرد چون مي‌شود لحاف چهل تکه ای که فرهنگ آن هاليوود است و دينش اسلام امريکايي.

* آقای نقویان شما بعنوان یک مدرس دانشگاه آیا در برخوردتان تفاوتی بین خانم های چادری و غیر چادری قائل می شوید؟

نه. به طور میانگین حدود يک سوم دانشجویان دختر کلاس های من چادري و بقیه غیر چادری هستند. من در دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي و دندانپزشکي و مهندسي درس مي‌دهم و معتقدم کلاس درس، هيأت نيست که بگوييم فقط بچه‌هيأتي‌ها و چادري‌ها بیایند بلکه هر کس با تيپ خودش سر کلاس می آید يعني کسی را مجبور نمی کنم که برود و تيپش را عوض کند و با ظاهر مذهبي سرکلاس بيايد. اما می خواهم بگویم با وجود گذشت 33 سال از انقلاب و پشت سر گذاشتن دو دوره رياست‌جمهوري قبل از دولت نهم که بر طبل آزادي و توسعه سياسي و فرهنگي و هنري کوبید هنوز هم فضای فرهنگی کشور ما جای امید دارد. من در دانشگاه علوم پزشکي دانشجویی داشتم که آمد پيش من و گفت: استاد من مي‌خواهم از اين به بعد با چادر به دانشگاه بيايم. من نقش مخالف را بازي کردم و گفتم که براي چه؟ شما مانتويي هستيد در دانشگاه هم اکثراً مانتويي هستند. خانم به اين خوبي، رشته به اين باکلاسي، مانتو به اين کوتاهي! آخه براي چي؟ ولي ديدم که جدي است و ديگر با چادر مي‌آمد. هر چند مي‌گفت که گاهي مورد تمسخر قرار مي‌گيرد ولي تصميم جدي گرفته بود. نحوه برخورد مهم است، اين‌که ما چگونه با دختر يا پسري برخورد کنيم که ميل به آن طرف دارد،

* حاج آقا رفیقی داشتم که می گفت خواهرش در دوره راهنمایی درس می خواند و از این که در مدرسه به خاطر چادرش مسخره می شود ناراحت است و می خواهد آن را کنار بگذارد. می خواهم بگویم فضای ناسالم نیز تشدید کننده ماجرا است. به نظر شما این مشکل را چطور می شود حل کرد؟

به نظر من در اینجا خانواده نقش بسیار مهمی بازي مي‌کند. هيچ جايي نه آموزش و پرورش و نه دانشگاه و رسانه‌ها و کتاب‌ها و نماز جمعه و هيأت‌ها نقش خانواده را ندارند و اين خانواده است که باید برایش مهم باشد دخترش شب‌ها به خانه بيايد يا پسرش سر موقع به خانه برگردد. این موضوع به اندازه اين که آن خانواده يک شب هيچ غذايي براي خوردن نداشته باشد و شب را به گرسنگي سپري کند مهم است و اگر به همين اندازه قصد حجاب و پوشش و روابط دختر و پسر مهم باشد و دنبال تدبير و مداوا و معالجه باشد من فکر مي‌کنم باید بتواند با دخترش حرف بزند و با او کنار بيايد، اگر خانواده‌اي ديد در يک محله يا مدرسه‌اي فرهنگ ناصحيحی وارد شده است و دارند فرزندش را از او مي‌گيرند بايد جلوي او را بگيرد. همان طور که اگر بگويند در اين مدرسه 10 درصد بچه ها وبا دارند من حاضر نمي‌شوم بچه‌ام را بفرستم آنجا درس بخواند يا اگر بگويند در اين مدرسه 5 درصد ايدز دارند، حاضر نمی¬شوم بچه ام را به آنجا بفرستم. اگر جذام، وبا، ايدز و هپاتيت و جنون گاوي يا آنفلوآنزاي مرغي به همين اندازه مسئله حجاب و حيا و عفاف و پاکدامني برايم مهم باشد بچه‌ام را از آنجا نجات مي‌دهم. این برمی گردد به تغییر نگاه ما انسان ها. به قول سهراب چشم‌ها را بايد شست و اسم آخرين کتابش را گذاشت ما هيچ، ما نگاه. ما هستيم و نگاهمان و همان که مولوي گفت، اي برادر تو همه انديشه‌اي، همان که اقبال مي‌گفت ديدن دگر آموز، شنيدن دگر آموز، هماني که زينب کبري(س) سال‌ها قبل فرمود من هر چه دارم، از نگاهم دارم. اگر نگاه انسان‌ها عوض شد قطعاً علاج مي‌کنند و مي‌روند به سمت درست کردن آن، اما اگر با آن ساده برخورد کردند و حجاب را مثل اين که اگر بچه من سه تا کفش دارد و باهر کدام که دلش خواست، بدود دانستند به يک بيماري بزرگ تبديل مي‌شود.

* برگردیم به موضوع تنوع پوشش و لباس. آقای نقویان طبیعت تنوع طلب انسان ها امری بدیهی است که اگر به درستی بدان پرداخته نشود به گونه ای غیر معقول خودش را نشان می دهد. بعنوان مثال ما قبل از انقلاب در شهرها پوشش چادرهای رنگی را داشتیم .چه شد که پس از انقلاب به یکباره این تنوع در رنگ از بین رفت و این احساس به وجود آمد که رنگ تیره تبلیغ می شود؟

ببینید نمادها، سمبل‌ها و ويترين‌هاي حکومت ما چه چیزهایی هستند. يکي از آنها صدا و سيما است، صدا و سيماي ما نماد حکومت است ديگر؛ کدام فيلم‌ها و مجري‌هاي تلويزيون از چادر مشکي استفاده مي‌کنند؟ 5 درصد. 70 يا 80 درصد که اصلاً از چادر استفاده نمي‌کنند.

* با اين تفاوت که نقش مثبت را آن شخص چادری و نقش منفی را دیگری بازی می کند.

اتفاقاً برعکس است و آن خانمي که چادري است در فيلم‌ها ننه کلثوم است که سواد هم ندارد و کلفت هم هست.

* اما ما اين تناقض را مثلاً در صدا و سيما مي‌بينيم که مجري‌هاي جام جم بسيار متفاوت‌تر از مجري‌هاي تلويزيون خودمان لباس مي‌پوشند؟

بله، آن تناقض وجود دارد. این تناقض به گونه ی دیگری نیز وجود دارد. شما در فروشگاه‌هاي ولي‌عصر مي‌بينيد که پارچه زده‌اند از پذيرش خانم‌هاي بدحجاب معذوريم و بعد مي‌بينيم فروشنده‌اي که داخل مغازه است، از همه بدتر لباس پوشيده.

* دقیقاً بحث من همین جا است. این تناقض از کجا ناشی می شود؟

ببينيد آنها از ترس نيروي انتظامي زده‌اند. نيروي انتظامي و نهادهای دولتی مي‌خواهد زود نتيجه بگيرند ولي به اين سبک نتيجه نمي‌گيرد. وقتي نيروي انتظامي مي‌تواند نتيجه بگيرد که چند نيروي ديگر در کنار خودش داشته باشد؛ نيروي فرهنگي رسانه در کنارش باشد، نيروي اقتصادي که رسيدن به نيازهاي يک انسان را تسهيل مي‌کند در کنارش باشد، نيروي فکري پاسخگو و منطقي به سؤالات يک جوان و حتي نيروي قوه قضائيه که بايد قاطعانه برخورد کنند در کنار او قرار بگيرد. آن وقت مي‌شود يک اتومبيل سرحال که موتور آن سالم کار مي‌کند و ديفرانسيل آن سالم است اما الآن نيروي انتظامي مثل ماشيني است که چرخ‌هاي آن فوق‌العاده سالم است ولي موتورش ضعيف است.

* بهترین نوع حجاب را چه می دانید؟ و چه نوع رنگ بندی دارد؟

قطعاً، رهبر معظم انقلاب فرمودند چادر حجاب برتر است و واقعاً هم همين گونه است. اگر ما قبول کرديم که حجاب خوب است و مايه افتخار است، خوب هر چه بهتر و پوشيده‌تر بهتر، اگر سواد را قبول کرديم هر چه باسوادتر بهتر. اگر قبول کرديم که حجاب خوب است و به قول مولوي باعث افزايش انرژي مي‌شود، آن وقت قطعاً چادر بهترين حجاب است.

* قبول دارید نوع پوشش خانم ها در کشوری مانند لبنان خیلی متنوع تر و سرزنده تر از کشور ما است؟

ما در حجاب خيلي بهتر از لبنان هستيم،‌ خانمي که مسلمان است و اسم فرزندش را نصرالله مي گذارد ولي نصف سينه‌اش باز است در لبنان زياد است. منتها تلويزيون ما به خاطر معذوريت‌هايي که دارد قشر باحجاب را نشان مي‌دهد. منتها نمونه حجاب تنها در لبنان نيست من در اروپا نمونه‌هاي فراوانی را به شما نشان مي‌‌دهم.

* من کاری به غیر مسلمانان ندارم؛ معتقد هستم با کمی نگاه متفاوت تر می توانستیم وضعیت حجاب را از حالت تهییج کننده امروزی به حالت نشاط و سلامت سوق بدهیم.

اين انتخاب خانم ايراني است، اول از همه بايد حجاب را تعريف کنيم که يعني چي؟ حجاب يعني اين که خانم‌ها به گونه‌اي بيرون نيايند که مورد توجه و ميل و برانگيختگي يک مرد شود، حالا زنان ايراني مي‌گويند ما با اين پوشش چادر که بيرون مي‌آييم از نگاه‌ها دور مي‌شويم. ممکن است کس ديگري حرف ديگري بزند. من شما را به يک آلبوم عکس در دانشگاه تهران ارجاع مي‌دهم، اتفاقاً اين آلبوم براي قبل از انقلاب هم هست شما وقتي اين آلبوم را ورق مي‌زنيد، اولين عکسي که مي‌بينيد دو تا خانم هستند که در يک آزمايشگاه شيمي مشغول کار هستند و مثل زن‌هاي افغاني فقط دو تا چشم‌شان پيدا است، بعد کم کم مي‌رود جلو تا دختر خانم‌هايي را نشان مي‌دهد که با شرتک واليبال بازي مي‌کنند و بعد مي‌گويند اين است نماد بانوي ايراني که مي‌تواند در تمام عرصه‌ها شرکت کند. من احتمال مي‌دهم کسي که اين عکس‌ها را چيده بسيار انسان زيرک و باهوشي بوده چون اولين عکس را از زن‌هايي با پوشش کامل در آزمايشگاه شيمي انداخته تا بگويد که تو مي‌توانستي حجابت را رعايت کني و در بالاترين عرصه‌هاي علمي و اجتماعي هم حضور داشته باشي. ما خانم جورجاني در دانشگاه علوم پزشکي را داريم که مي‌توانيم بگوييم پروفسور است. ايشان در تمام کنفرانس‌هاي علمي خارج از کشور هم با چادر مي‌رود. زنان غیر چادری ما نیز به همین گونه هستند. من زنان مانتويي هم ديده‌ام. آقاي رفسنجاني در نماز جمعه بارها و بارها مانتو را حجاب خوبي معرفي کرده است. الآن من نديده‌ام که ادارات ما شرط چادر بگذارند منتها ما نتوانسته‌ايم جا بيندازيم.

* از منظر جامعه شناختی چه عامل دیگری را باعث پدیده بدحجابی برمی شمرید؟

ببینید نمادهاي پوششي که ما در بیرون می بینیم همه جنبه فرهنگی ندارند بلکه جنبه‌هاي مختلفي دارند مثل اعتراض يا عدم درک صحيح؛ شاید دختری، دختر نانجيبي نباشد، دختر هرزه‌اي نباشد ولی به يک سيستم اعتراض دارد مثل بچه‌اي که با پدرش لج کرده، اين بچه مي‌داند پدرش از پوشيدن شلوار جين خوشش نمي‌آيد براي اين که مخالفتش را با پدرش نشان بدهد، مي‌رود شلوار لي مي‌پوشد تا با او مخالفت کند. بعضی مواقع به اداره و یا مثلاً به فرودگاهی می روم و می بینم کلی تخلف و پارتی بازی در آنجا می شود و یا در همان فرودگاه، تابلوی اعلانات از تأخیرهای چند ساعته در پروازها خبر می دهد از طرفی زیر همان تابلو می نویسند لطفاً حجاب اسلامی را رعایت کنید. در شرایطی که این قدر اعصاب مردم به هم ریخته من از این شعار احساس تنفر می کنم چه رسد به خانم ها. اعتقادم این است که کسانی که چنین کاری می کنند خوب بلدند با زیرکی به دین ضربه بزنند.

منبع:
سياست نامه
  • نویسنده : یزد فردا
  • منبع خبر : خبرگزاری فردا